سید عبدالله رضویراد، صاحب بقالی در محله فلسطین است. او که در میان اهالی به آقاسید شهرت دارد، کسب روزی حلال و رضایت خلق خدا را از مهمترین اصول زندگی خود میداند.
محله
فلسطین
محله فلسطین که اکنون خیابان فلسطین اصلیترین معبر آن است، پیش از انقلاب به واسطه خیابان «کاخ» به دلیل نزدیکی آن به باغ ملکآباد و کاخ شاه به نام کاخ شناخته میشد. تا چند سال بعد ازانقلاب، میدان فلسطین تقاطع کوچکی بود که به معبرهشتمتری خیابان فلسطین راه داشت و مسجد قبا تنها نشانه این محله برای آدرسدهی بود.
حبیب براتیگلخندان میگوید: نبش نسترن۱۱ یک ساندویچی باکیفیت بود که همه صف میکشیدند. معمولا یکساعت در صف میایستادیم تا نوبتمان شود؛ بچههایم در همین صف دوست پیدا کردند و ما هم با پدر و مادرشان آشنا و دوست شدیم.
محمدجواد نمینی ایدهای برای تأمین انرژی طراحی کرده که میتواند مصرف گاز را تا هفتاددرصد کاهش دهد. این مسیر که با شکست، تنبیه و ناامیدی آغاز شد به رتبه نخست آسیا و کسب عنوان «طرح طلایی توسعه پایدار انرژی در نمایشگاه بین المللی ازبکستان منجر شد.
ماهانا جامی، ساکن محله فلسطین در منطقه یک، با ۸۵٪ معلولیت جسمی، برج میلاد را فتح کرده و قصد دارد اقیانوس آرام را شنا کند. او میگوید: با پای اراده راه میروم.
مادر صالح، هنوز باور ندارد پسرش را از دست داده است اما همین مادر، در دلش آرامش دارد و میداند بخشی از وجود صالح هنوز زنده است. هر بار که یاد قلب او میافتد که در سینه دیگری میتپد، یا پوستش که مرهمی برای درد سوختگان شده، کمی تسلی پیدا میکند.
۵۵ سال پیش که ربابه نخودچیان در خیابان فلسطین۱۶ ساکن شد، هنوز از آپارتمانسازی و کوچههای آسفالت خبری نبود.خاطرات ربابهخانم از اهالی محل بسیار است؛ از دوختن لباس برای رزمندگان جنگتحمیلی تا پختن سوپ افطاری برای مسجد محل.
این دانشآموز نخبه میگوید: پدربزرگم زمین کشاورزی دارد و پاهایش بهخاطر دیابت زخمی شده است. این باعث شد به فکر ساخت رباتی برای ترمیم زخم و حذف علفهای هرز بیفتم.
همسایههای کوچه فلسطین۱۳ هرکدام ازهرطریقی که بتوانند به یکدیگر محله کمک میکنند. سالهاست که یکدیگر را میشناسند و دوستی و همدلیشان اینجا رنگ و بوی بیشتری گرفته است.
حدود بیستغرفه هرماه در زیرزمین حسینیه و خیریه دخت پیامبر (ص) برپا میشود؛ خانمهایی که با تکیه بر توانمندیهای خود، محصولاتی متنوع ازجمله پوشاک، زیورآلات و... را عرضه میکنند.
خانم شکاری ثابت میگوید: غوغایی در ساختمان بود. از حال رفتم. نمیدانم چقدر گذشت. چشم هایم را با دلهره باز کردم. دوباره صدا زدم زهرا، زینب و محمدمهدی. یادم نیست خبر شهادت بچهها را چه کسی و چطور به من داد.
مرحوم حاجحسین علمایی روز دوشنبه، دهم دیماه در نودویکسالگی دار فانی را وداع گفت؛ این خیّر محله فلسطین طی سالهای زندگیاش، سرپرستی هزارخانواده فقیر و فرزند یتیم را بر عهده داشت.
باقری میگوید: به جرئت میگویم یکی از اقشاری هستیم که ما را دوست دارند. هرقدر هم کار برای بچهها سخت است و حقوق کمی میگیرند، وقتی در مأموریتها واکنش مردم را میبینند، با عشق خدمت میکنند.
این خیًر نیکوکار از همان زمانی که با چشمانش فقر و فلاکت مردم را دید، خیلی دوست داشت به آنها کمک کند و حالا سرپرستی هزارخانواده فقیر و فرزند یتیم را برعهده دارد.
یکی از مزیتهای کتابخانه قبا این است که برای سالمندان و معلولان یا زنانی که در منزل فرزند نوزاد دارند و امکان خروج از منزل را ندارند، فرصت مطالعه فراهم میکند.
کار را با مربی خوبی شروع نکردم، زیرا مدام چوب ناتوانیام را بر سرم میزد و میگفت تو چپدست هستی و در این رشته موفق نخواهی شد!او باتمسخر میگفت: تو برو چوب بگیر دستت و تمرین کن!
عبدالله کوثری که در مترجمی، ویراستاری، شعر و نویسندگی مهارت دارد، ویرایش ۲۵کتاب دانشگاهی در زمینه علوم انسانی را برعهده داشته؛ او در ترجمه، بیشتر به آثار علوم انسانی، اقتصاد و نقد ادبی میپردازد.
مادر شهید سیدعباس شکوهالسادات وصیتنامه فرزندش را در تعداد زیاد کپی کرده است و به جوانان هدیه میدهد. ویژگی این وصیتنامه این است که درست یکروز پیش از شهادت سیدعباس نوشته شده است.
نبض شاعری محمدعلی روحانینژاد در ۸۲ سالگی هم میزند. او اشعاری در قالب مناجات، هشدار، موعظه و مدح و ثنای رسول اکرم و ائمه اطهار سروده است و سال ۱۳۸۵ آنها را در قالب کتابی به چاپ رسانده است.
مهدی ایماننژاد دروازهبان پیشکسوت محله فلسطین میگوید: خاصیت فوتبال است که همیشه با تعصب و هیجان همراه بوده است، اما در گذشته تعصب خیلی بیشتر بود.
بعد از ۲۶ سال صبر و بردباری، یکروز به خانواده جاویدالاثر محمدعلی سروی خبر دادند در همایشی قرار است به جای جگرگوشهشان گلی به آنها بدهند؛ نه نشانی، نه کالبدی و نه حتی پلاکی.